عشق من
بنام هستی بخش
شعری براتون گذاشتم که از طرف دوست گلم سروده شده
گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی صبر کن پیدا شود گوهر شناس قابلی
دوستت دارم

بنام هستی بخش
شعری براتون گذاشتم که از طرف دوست گلم سروده شده
گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی صبر کن پیدا شود گوهر شناس قابلی
دوستت دارم

شاید به حبس ابد محکوم شوی
جزییات جنایتت مشخص نیست اما اثر انگشتت رابرروی قلبی شکسته یافته اند

خداوندا نمی دانم
در این دنیای وانفسا
کدامین تکیه گه را تکیه گاه خویشتن سازم!
نمیدانم!
نمی دانم خداوندا
در این وادی که عالم سر خوش است و دلخوش است و جای خوش دارد
کدامین حالت و حال و دل عالم نصیب خویشتن سازم!!!
نمی دانم خداوندا!!!
به جان لاله های پاک و والایت نمی دانم
دگر سیرم خداوندا
دگر گیجم خداوندا
خداوندا تو راهم ده
پناهم ده
امیدم ده خداوندا
که دیگر نا امیدم من و
میدانم که نومیدی ز درگاهت گناهی
بس ستمبار است و لیکن من نمیدانم دگر پایان پایانم
همیشه بغض پنهانی گلویم را حسابی در نظر دارد و می دانم
چرا پنهان کنم در دل؟
چرا با کس نمی گویم؟
چرا با من نمی گویند یاران رمز رهگشایی را؟
همه یاران به فکر خویش و در خویشند. گهی پشت و گهی پیشند
ولی در انزوای این دل تنها . چرا یاری ندارم من . که دردم را فرو ریزد
دگر هنگامه ی ترکیدن این درد پنهان است
خداوندا نمی دانم
نمی دانم
و نتوانم به کس گویم
فقط می سوزم و می سازم و با درد پنهانی بسی
من خون دل دارم.
دلی بی آب و گل دارم.
به پو چی ها رسیدم من
به بی دردی رسیدم من
به این دوران نامردی رسیدم من
نمیدانم
نمی گویم
نمی جویم
نمی پرسم
نمی گویند
نمی جویند
جوابی را نمی دانم
سوالی را نمی پرسند و از غمها نمی گویند
چرا من غرق در هیچم؟
چرا بیگانه از خویشم؟
خداوندا رهایی ده
کلام آشنایی ده
خداوندا پناهم ده
دل گمگشته ی من را نشانم ده
بابام مي گقت عشق كشكه !منم جواب دادم زندگي هم آشه بدون كشك مزه نداره
![]()
از بچگي بهم ياد دادن كه هر ساعت 60 دقيقه است و هر دقيقه 60 ثانيه ولي كسي نگفت كه هر ثانيه بدون تو 100 ساله![]()
من همان قاب تهي خسته و بي تصويرم كه براي نو تصوير دلت ميمرم![]()
اي بهترين آرزويم تورا خدا به من داد
![]()
some Love one بعضي ها دوست دارند يكي را
![]()
some Love tow بعضي ها دوست دارند دو تا را
![]()
But ILove one اما من دوست دارم يكي را
![]()
That only you اون هم يكي تویي
![]()
اگه يكي رو ديدي وقتي داري رد ميشي بر مي گرده ونگات مي كنه بدون براش مهمي...
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري ميرفتي بر مي گردو با عجله مياد به سمتت بدون براش عزيزي ...
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي بر مي گردو نگات مي كنه بدون واسش قشنگي ...
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه مي كني مياد با هات اشك مي ريزه بدون دوستت داره
`*.¸.*´
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•
_____****__________****
___***____***____***__ ***
__***________****_______***
_***__________**_________***
_***_____________________***
_***______×دوستت× ______***
__***________دارم________***
___***______×M× _______***
____***______________ ***
______***___________***
________***_______***
__________***___***
____________*****
_____________***
______________*
.gif)
عشق یعنی...!
عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده با چشمان تر
عشق یعنی سر به دار آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی درجهان رسوا شدن
عشق یعنی سست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن با ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن

چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم
دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم
دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي
مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش
عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد
نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست
انقدر برايت در زمين ستاره كاشته ام كه ابرها هم رو سفيد شده اند !زيبا
چشمهاي بارانيم پر از دلواپسي است دلم تنگ است حواسم پرت تو باز هم
ميگويي حوصله كن انقدر برايم نوشته اي حوصله كن نازك من كه ديگر

اون رفت و مرا در آغوش تنهایی ، تنها گذاشت .
کدوم رو دوست داری برات بفرستم ؟ قل (ب) م ؟ ر (و) حم ؟ ج (س) مم ؟ یا حروف داخل پرانتز ؟
بشر وقتی امید و رویایی نداشته باشد ، مرده ای بیش نیست .
دل بستن مثل یک قصه ست ، با یکی بود شروع میشه و با یکی نبود تموم !
هیچ وقت خودت را برای کسی شرح نده ، کسی که تو را دوست داشته باشد نیازی به این کار
ندارد و کسی که تو را دوست ندارد آن را باور نخواهد کرد
برای خندیدن منتظر خوشبختی نباش ، شاید خوشبختی منتظر خندیدن توست


نمی دانم چرا رسوا شد این دل
غریب و بی کس تنها شد این دل
نمی دانم چرا از ابر گریان
نصیب ما نشد یک قطره باران
نمیدانم چرا با من چنین کرد
دل دیوانه را عاشق ترین کرد
نمی دانم چرا سبزی خزان شد
وجود خنده ای بر ما گران شد
نمی دانم چرا دلها شکسته
زمین و اسمان از هم گسسته
نمی دانم چرا من را فدا کرد؟
نمی دانم چرا من را فدا کرد؟