برای تو پ
کم طاقتی عادت آن روزهایت بود. این روزها برای گرفتن خبری از من عجیب صبور شده ای.....
+ نوشته شده در ساعت توسط احمد داوری
|
از تمامی بودنی ها تو یکی ازآن من باش ، که به غیر با تو بودن آرزوی ندارم
کاش میشد غصه ها رو تا کنم / پشت پرچین نگاها جا کنم کاش میشد در
امتداد لحظه ها / لحظه اى را نیز با تو نجوا کنم
زیباترین منحنی دنیا لبخند یک دوسته که بی صدا بهت میگه به یادتم
می نویسم خاطرات با اشک و آه / در شبی تاریک و غمگین و سیاه
می نویسم خاطرات از روی درد/ تا بدانی دوریت با من چه کرد
خیلی سخته كه عزیزترین كست ازت بخواد فراموشش كنی …
خیلی سخته كه سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری …
خیلی سخته كه روز تولدت ، همه بهت تبریك بگن ، جز اونی كه فكر می كنی به خاطرش زنده ای …
خیلی سخته كه غرورت رو به خاطر یه نفر بشكنی ، بعد بفهمی دوست نداره …
خیلی سخته كه همه چیزت رو به خاطر یه نفر از دست بدی ، اما اون بگه : دیگه نمی خوامت …
واقعا خیلی سخته...