تو

نقــاش بـاشـے!

چـقــدر می گیـرے

بیایے و صفحه هاے سیاه دلم را رنـگ کنے؟

بـعـــد بـرای دیــوار اتاق دلـــم

یــــک روز آفتابے بکشے که نــــور آفتـــاب تا میـانه اتاق آمــــده باشد

راستـــــے مـــטּ روی صـــورتــم یـــک خنــــــده می خـــواهـــم...

نــرخ ِ خـنـــــده که گـــــران نیســــت؟

زندگی انسان

در زندگی انسان سه راه دارد:


راه اول از اندیشه میگذرد،این والاترین راه است.


راه دوم از تقلید میگذرد،این ساده ترین راه است.


و راه سوم از تجربه میگذرد،این تلخترین راه است..

خدایا

خدایا ،
کمک کن دیرتر برنجم ،
زودتر ببخشم ،
کمتر قضاوت کنم
و بیشتر فرصت دهم.

میسوزاند

آدمی در آغوش خدا غمی نداشت
پیش خدا حسرت هیچ بیش و کم نداشت
دل از خدا برید و در زمین نشست
صدبار عاشق شد و دلش شکست
به هر طرف نګاه کرد راهش بسته بود
یادش آمد یک روز دل خدا را شکسته بود
عجب زمانه ایست این زمانه ی بی وفا ،
خیلی وقت است دلم را سپرده ام به خدا
هر چه میخواهم فکر نکنم به آن روزها ، یک خاطره ،
تنها یک خاطره از تو ، باز هم میسوزاند دل تنهایم را…

مرا

رها کردی چرا دست دلم را؟

به خاک و خون کشیدی حاصلم را

تو میکشی صدبار در روز مرا

ولی من دوست دارم قاتلم را

deborah-mihanblog-com_tanhaei_gham_2khtar_26d_1.jpg