چرا زنان گریه میکنند

یک پسر کوچک از مادرش پرسید:چرا گریه میکنی؟ مادرش به اوگفت :زیرا من یک زن هستم.
پسر بچه گفت من نمیفهمم.مادرش او را در آغوش گرفت و گفت :تو هیچ گاه نخواهی فهمید!
بعد ها پسر کوچک از پدرش پرسید :چرا مادر با دلیل گریه میکند؟پدرش تنها توانست به او بگوید:
تمام زنها برای هیچ چیز گریه میکنند.
پسر کوچک بزرگ شد و به یک مرد تبدیل گشت ولی هنز نمیدانست که چرا زنها بی دلیل گریه میکنند.
بلاخره سوالش را برای خداوند مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را میداند
او از خدا پرسید:خدایا چرا زنها به آسانی گریه میکنند؟
خدا گفت زمانی که من زن را خلق کردم میخواستم که او موجود به خصوصی باشد بنابر این شانه های
او را آن قدر قوی آفریدم تا بار همه ی دنیا را به دوش بکشد.
و همچنین شانه هایش آن قدر نرم باشد که به بقیه آرامش بدهد.من به او یک نیروی درونی قوی دیدم تا توانایی
تحمل زایمان بچه هایش را داشته باشد و وقتی آنها بزرگ شدند توانایی تحمل بی اعتنایی آنها را نیز داشته باشد.
و به او توانایی دادم که در جایی که همه از جلو رفتن ناامید شدهاند او تسلیم نشود وهمچنان پیش برود.
به او توانایی نگهداری از خوانواده اش را دادم حتی زمانی که مریض یا پیر شده است بدون اینکه شکایتی بکند
به او عشقی دادم تا در هر شرایطی بچه هایش را عاشقانه دوست بدارد حتی اگر آنها به او آسیبی برسانند.
به او توانایی دادم که شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصیرات او بگذرد و همیشه تلاش کند تا
قلب شوهرش داشته باشد
به او این شعور را دادم که درک کند یک شوهر خوب هرگز به همسرش آسیب نمیرساند اما گاهی اوقات
توانایی شوهرش را آزمایش میکند و به او این توانایی را دادم که تمامی این مشکلات را حل کرده و با وفاداری
کامل در کنار شوهرش باقی بماند
ودر آخر به او اشکهایی دادم که بریزد.این اشکها فقط مال اوست ، در هر زمانی که به آنها نیاز داشته باشد.
او به هیچ دلیلی نیاز ندارد که توضیح دهد چرا اشک میریزد.
خدا گفت : میبینی پسر م،زیبایی یک زن در لباسهایی که میپوشد نیست،در ظاهر او نیست ، در شیوه
آرایش موهایش نیست . بلکه:

""زیبایی یک زن در چشمهایش نهفته است زیرا چشمهای او دریچه روح اوست""

ودر قلب او جایی که عشق او به دیگران در آن قرار دارد

پرنده و ...............


پرنده گفت:این كه امكان ندارد ، همه قلب دارند .

كرگدن گفت:كو كجاست من كه قلب خود را نمی بینم .

پرنده گفت:خوب چون از قلبت استفاده نمی كنی ، قلبت را نمی بینی . ولی من مطمئنم كه زیر این پوست كلفت یك قلب نازك داری .

كرگدن گفت:نه ، من قلب نازك ندارم ، من حتما یك قلب كلفت دارم.

پرنده گفت:نه ، تو حتما یك قلب نازك داری چون به جای این كه پرنده را بترسانی ، به جای اینكه لگدش كنی ، به جای اینكه دهن گشاد و گنده ات را باز كنی و آن را بخوری ، داری با او حرف می زنی.

كرگدن گفت:خوب این یعنی چی ؟

پرنده گفت:وقتی یك كرگدن پوست كلفت ، یك قلب نازك دارد یعنی چی ؟ یعنی اینكه می تواند عاشق بشود .

كرگدن گفت:اینها كه می گویی ، یعنی چی؟

پرنده گفت:یعنی .... بگذار روی پوست كلفت قشنگت بنشینم .....

كرگدن چیزی نگفت . یعنی داشت دنبال یك جمله مناسب می گشت . فكر كرد بهتر است همان اولین جمله اش را بگوید .

اما پرنده پشت كرگدن نشسته بود و داشت پشتش را می خاراند .

كرگدن احساس كرد چقدر خوشش می آید . اما نمی دانست از چی خوشش می آید .

كرگدن گفت:اسم این دوست داشتن است ؟ اسم این كه من دلم می خواهد تو روی پشت من بمانی و مزاحم های كوچولو ی پشتم را بخوری؟ پرنده گفت:نه ، اسم این نیاز است ، من دارم به تو كمك می كنم و تو از اینكه نیازت برطرف می شود . احساس خوبی داری . یعنی احساس رضایت می كنی ، اما دوست داشتن از این مهمتر است .

كرگدن نفهمید كه پرنده چه می گوید .

روزها گذشت ، روزها و ماهها و پرنده هر روز می آمد و پشت كرگدن می نشست و هر روز پشتش را می خاراند و كرگدن هر روز احساس خوبی داشت .

یك روز كرگدن به پرنده گفت:به نظر تو این موضوع كه كرگدنی از این كه پرنده ای پشتش را می خاراند ، احساس خوبی دارد ، برای یك كرگدن كافی است ؟

پرنده گفت:نه كافی نیست .

كرگدن گفتك درست است كافی نیست . چون من حس می كنم چیزهای دیگری هم دوست دارم . راستش من بیشتر دوست دارم تو را تماشا كنم .

پرنده چرخی زد و پرواز كرد و چرخی زد و آواز خواند ، جلوی چشم های كرگدن .

كرگدن تماشا كرد و تماشا كرد . اما سیر نشد . كرگدن می خواست همین طور تماشا كند . با خودش گفت:این صحنه قشنگ ترین صحنه دنیاست و این پرنده قشنگ ترین پرنده دنیا و او خوشبخت ترین كرگدن روی زمین . وقتی كرگدن به اینجا رسید ، احساس كرد كه یك چیز نازك از چشمش افتاد.

كرگدن ترسید و گفت:پرنده ، پرنده عزیزم من قلبم را دیدم . همان قلب نازكم را كه می گفتی ، اما قلبم از چشمم افتاد . حالا چكار كنم؟

پرنده برگشت و اشكهای كرگدن را دید . آمد و روی سر او نشست و گفت:غصه نخور دوست عزیز ، تو یك عالم از این قلبهای نازك داری .

كرگدن گفت:راستی اینكه كرگدنی دوست دارد ، پرنده ای را تماشا كند و وقتی تماشایش می كند ، قلبش از چشمش می افتد ، یعنی چی؟ پرنده گفت:یعنی اینكه كرگدن ها هم عاشق می شوند.

كرگدن گفت:عاشق یعنی چه؟

پرنده گفت:یعنی كسی كه قلبش از چشمش می چكد.

كرگدن باز هم منظور پرنده را نفهمید . اما دوست داشت پرنده باز هم حرف بزند ، باز پرواز كند و او باز هم تماشایش كند و باز قلبش از چشمش بیفتد.

كرگدن فكر كرد اگر قلبش همین طور از چشمش بریزد ، یك روز حتما قلبش تمام می شود .

آن وقت لبخند زد و با خودش گفت:

من كه اصلا قلب نداشتم ، حالا كه پرنده به من قلب داد، چه عیبی دارد ، بگذار تمام قلبم را برای او بریزم .........

نماز عشق


...دو رکعت نماز صبح عشق می خوانم قربت الی قلبک !!
...هزار آفتاب گردان پشت سرم تکبیر می گویند : الله اکبر !...تکبیره الاحرام !!
...الحمدلله برای آفرینش چشمانت !... الحمدلله به خاطر برق نگاهت !...الحمدلله به خاطر ...!...یا رحمان و یا رحیم !!...خودم را سپردم به تو.توی این همه دلرعشه !... اهدنا الصراط المستقیم ! صراطی از صراط تو مستقیم تر هست مگر ؟! ...پس اگر خدا بخواهد هدایت شده ام !!
صراط الذین ...!...آی سیب درشت !عطرآگین ترین نعمت خدا !! اگر تو با من باشی ، دیگر "مَدّ" هیچ "ضالین"ی به من نمی چسبد !
...قل هو الله احد !
بگو ! بگو ! بگو ... عشق یکی ست !
...الله الصمد !
بگو ! بگو ! بگو... عشق بی نیاز از ماست اما من و تو به او محتاجیم!
...لم یلد و لم یولد!
بگو ! بگو ! بگو... عشق حاصل جمع من و تو نیست !عشق دریایی ست که من و تو تویش غرق می شویم !
...و لم یکن له کفوا احد !
و عشق بی شریک ترین حس شادمانه دنیاست ! قسم به خدای احد و واحد !
...الله اکبر !
خم می شوم زیر بار این همه حرف عاشقانه !... واژه ها معوج می شوند !... زیباترین جملات عقیم می مانند !!
سبحان الله ...چه آفتابی ! سبحان الله ....چه بارانی ! سبحان الله ...چه برفی ! ... فتبارک الله احسن الخالقین !!
تمام نیرویم را جمع می کنم تا فریاد عشقم به گوش تو برسد ...بلند می شوم : سمع الله لمن حمده !! ... از نا می روم ...به خاک می افتم !
سبحان الله ....سبحان الله ....سبحان الله !
...چشمانم خیس می شود !سجاده رنگ خون می گیرد ! چشمم سیاهی می رود ! می نشینم روی دو زانوی لرزانم !
شهادت می دهم که عشق خود خداست !
شهادت می دهم که خدا چیزی جز عشق نیست !
شهادت می دهم که محمد نیز فرستاده عشق است !
شهادت می دهم که دارم شهید می شوم !
سلام بر دلم که دارد پرپر می زند !!
سلام بر همه آنها که عشق را رحمت خدا می دانند !
سلام بر گیسوان تو که بافه دستان خداست !


الله اکبر ...الله اکبر ...الله اکبر ...
...

زيباست نگاه كن

براي اولين باز چنين مياد در وبلاگم مي خواستم يا مي خواهم شما دوستان گلم را شاد كنم تا شايد خودم هم شاد بشم براتون يه مطالب باحالا گذاشتم مطالعه كنيد



 

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com


1- شش سال اوّل زندگی:

• گریه نکن

• شیطونی نکن

• دست تو دماغت نکن

• تو شلوارت پی‌پی نکن

• مامانت رو اذیّت نکن

• روی دیوار نقاشی نکن

• انگشتت رو تو پریز برق نکن

• دمپایی بابا رو پات نکن

• به خورشید نگاه نکن

• شبها تو جات جیش نکن

• تو کمد مامان فضولی نکن

• با اون پسر بی‌تربیته بازی نکن

• اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن

• زیر دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن

• دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن

 

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

2- دوره دبستان: 

• موقع رفتن به مدرسه دیر نکن

• پات رو تو جامیزی نکن

• ورقهای دفترت رو پاره نکن

• مدادت رو تو دهنت نکن

• به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن

• تخته پاک‌کن رو خیس نکن

• حیاط مدرسه رو کثیف نکن

• با دخترهای شمسی خانوم آمپول بازی نکن

• دست تو کیف بغل دستیت نکن

• تخته‌سیاه رو خط‌خطی نکن

• گچ رو پرت نکن

• تو راهرو سرو صدا نکن

• تو کلاس پچ‌پچ نکن

• ATARI بازی نکن 

 

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

3- دوره راهنمایی:

• ترقّه بازی نکن

• SEGA بازی نکن

• جاهای بدبد فیلمها رو نگاه نکن

• موقع برگشتن از مدرسه دیر نکن

• تو کوچه فوتبال بازی نکن

• دست تو جیبت نکن

• با مامانت کل‌کل نکن

• تو کلاس صحبت نکن

• بعد از ظهر سروصدا نکن

• با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن

• اتاقت رو شلوغ نکن

• روی میز بابات کتابهات رو ولو نکن

• عکس لختی تماشا نکن

• با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نکن

• جرّ و بحث نکن

 

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

4- دوره دبیرستان:

• با کامپیوتر بازی نکن

• تو حموم معطّل نکن

• تقلّب نکن

• با دوستات موتورسواری نکن

• عصرها دیر نکن

• با دختر شمسی خانوم صحبت نکن

• با بابات دعوا نکن

• تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن

• تو خیابون دنبال دخترها نکن

• مردم‌آزاری نکن

• نصف شب سرو صدا نکن

• فیلم سوپر نگاه نکن

• وقتت رو با مجله تلف نکن

• چشم‌چرونی نکن 

 

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

5- دوره دانشگاه:

• رشته‌ای رو که دوست داری انتخاب نکن

• ?? ساعته چت نکن

• سر کلاس درس غیبت نکن

• با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن

• خیابون‌ها رو متر نکن

• تو سیاست دخالت نکن

• با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن

• شب برای شام دیر نکن

• با مأمور پلیس کل‌کل نکن

• چراغ قرمز رو عشقی رد نکن

• موبایلت رو Reject نکن

• حذف پزشکی نکن

• آستین کوتاه تنت نکن

• همه رو دودره نکن 

 

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

6- دوره سربازی:

• موهات رو بلند نکن

• روت رو زیاد نکن

• از اوامر سرپیچی نکن

• فرار نکن

• با اسلحه شوخی نکن

• غیبت نکن

• به آینده فکر نکن

• درگیری ایجاد نکن

• به فرمانده بی‌احترامی نکن

• غیر از خدمت به هیچ چیز دیگری فکر نکن

• با رئیس عقیدتی جرّ و بحث نکن

• اعتراض نکن

• با دختر شمسی خانوم نامه‌نگاری نکن

• از تلف شدن وقتت ناله نکن

• از آشپزخونه دزدی نکن 

 

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

7- دوره شوهر بودن:

• با زنت شوخی نکن

• زنت رو با دختر شمسی خانوم مقایسه نکن

• به زنت خیانت نکن

• با دوستانت الواتی نکن

• تو Facebook خودت رو Single معرفی نکن

• به زنهای دیگه نگاه نکن

• موبایلت رو قایم نکن

• از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن

• پولت رو خرج دوستات نکن

• رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن

• غیر از زندگی مشترک به هیچ چیز فکر نکن

• ریسک نکن

• بدون اجازه زنت هیچ کاری نکن 

 

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

8- دوره پدر بودن:

• بچّه رو تنبیه نکن

• به بچّه بی‌توجّهی نکن

• بچّه‌ت رو با بچّه‌های دیگه مقایسه نکن

• به بچّه توهین نکن

• بچّه رو از بازی منع نکن

• بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّه دختر شمسی خانوم تشویق نکن

• با بچّه کل‌کل نکن

• بچّه رو محدود نکن

• بچّه رو از جنس مخالف دور نکن

• به مادر بچّه بی‌توجّهی نکن

• بچّه رو به هیچ چیز مجبور نکن

• آزادی بچّه رو محدود نکن

• به حلال‌زاده بودن بچّه شک نکن

• از خواستهای بچّه چشم‌پوشی نکن

 

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

9- دوره پیری:

• برای بچّه‌هات مزاحمت ایجاد نکن

• نوه‌هات رو لوس نکن

• با پیرزن‌های دیگه معاشرت نکن

• به خاطراتت فکر نکن

• پولت رو خرج نکن

• هوس جوونی نکن

• غیر از آخرتت به هیچ چیز فکر نکن

• با زنت بی‌وفایی نکن

• از رفتن به خانه سالمندان احساس نارضایتی نکن

• لباس شاد تنت نکن

• به بیوه شدن دختر شمسی خانوم توجّه نکن

• تو وصیتنامه، هیچکس رو فراموش نکن

• از گذشته ناله نکن

• به هر کی رسیدی، نصیحت نکن

• به آینده فکر نکن

 

گروه اینترنتی ایــــران سان | www.Fun-Groups.Com

10- دوره پس از مرگ !

• حالا دیگه دوره نکن تموم شد! حالا هر غلطی دلت می‌خواد بکن....

• ......بکن

• ....... بکن

• ..... بکن

• ..... بکن

• ..... بکن

• ..... بکن

• ..... بکن

• ...... بکن

• ...... بکن

• ..... بکن

• ..... بکن

• ..... بکن

• ..... بکن

• 
..... فقط خواهشا'' با روح دختر شمسی خانوم کاری نکن !!!

علاقه، عشق، دوست داشتن، گل

شکسپیر: اگر کسی را دوست داری رهایش کن سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده.
ویکتور هوگو:کسی رو که دوستش داری هر چند وقت یه بار بهش یادآوری کن که او را دوست داری!!!!!!!!!!!
دانشجوی زیست شناسی : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ... او تکامل خواهد یافت.
دانشجوی آمار: اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ... اگر دوستت داشته باشد، احتمال برگشتنش زیاد است و اگر نه احتمال ایجاد یک رابطه مجدد غیر ممکن است.
علاقه، عشق، دوست داشتن، گل
دانشجوی فیزیک: اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه یا اصطکاک بیشتر از انرژی بوده و یا زاویه برخورد میان دو شیء با زاویه صحیح هماهنگ نبوده است.
دانشجوی حسابداری: اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن ... اگر برگشت ، رسید انبار صادر کن و اگر نه ، برایش اعلامیه بدهکار بفرست.
دانشجوی ریاضی: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل کرده و اگر نه در عدد صفر ضربش کن.
علاقه، عشق، دوست داشتن، گل
دانشجوی کامپیوتر: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن ... اگر برگشت ، از دستور کپی - پیست استفاده کن و اگر نه بهتر است که Delete اش کنی.
دانشجوی خوشبین: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن... نگران نباش بر می گردد.
دانشجوی عجول: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن .... اگر در مدت زمانی معین برنگشت فراموشش کن.
علاقه، عشق، دوست داشتن، گل
دانشجوی شکاک: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن ....اگر برگشت، از او بپرس " چرا "؟
دانشجوی صبور: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن ....اگر برنگشت، منتظرش بمان تا برگردد.
دانشجوی رشته صنایع: اگر کسی را دوست داری، به حال خود رهایش کن ...اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهایش کن این کار را مرتب تکرار کن...

عشقم رفت.......!!!


هیچکدوم از ستاره ها ناجی قلب من نشد

بوسة هیچ فرشته ای رنگ یکی شدن نشد

اونی که هرم نفسش به بسترم هوس کشید

تشـنگی مـحبتو تو چـشمة چـشام ندید

اونکه از عطر پیرهنش با مستی آشنا شدم
Love Drops 

رفت و تو قصه گم شد و دوباره من تنها شدم

منم که حرمت شبو با یک ترانه می شکنم

ببین که زیر چکمه ها چه بی کسانه می شکنم

برای نوچه های شب شکست من سعادته

برای قـوم شب زده عذاب ما عبادته

کاشکی می شد تو یک نفر نباشی مثل دیگرون

بدونی قدر عشـقمو، بمونی خـوب و مهربون

کاشکی می شد نگاه تو برای من بلا نداشت

ازم توقع پول و تجـمل و طلا نداشت

کاشکی که عشق واقعی فقط مال قصه نبود

یا دل من برای اون تشنه و دلبسته نبود

منم که پشت شرم و شک از عاشقی رو می گیرم

می رسه روزی عاقبت که خوار و تنها می میرم

منم که قانع نمی شم به چشمکای بی حیا

اگه صداقت نداری سـراغ قلب من نیا

بگو که چند تا کادوئه قیمت یک بوسة تو؟

تو هم خیابونی شدی مدعی عشق نشو
Love Letter
تو هم به عشق پاک من خندة مستونه زدی

کاشکی که زودتر از اینا می فهمیدم چه قد بدی

تو هم تو این خیابونا لایق زجر پرسه ای

همون که باید از شب و رهگذراش نترسه ای

منم که ساده بودم و واسه تو بازیچه شدم

رفتم به چاه اعتماد، خودم با دستای خودم

منم که این بازی تو واسه دلم تجربه ش
Love Song د

تلخی بی وفائیات تنها برام خاطره شد

تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست 

تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست

تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کردم

تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست

تنهایی را دوست دارم...........

زیرا در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست

 

و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد.


چون در تنهایی به تو فکر می کنم .

شاید در سکوتی یا شاید در شبی سرد و بارانی دوباره در کنارم باشی .


تنهایی را دوست دارم .........

باز ، ای باران ببار

 

باز ، ای باران ببار

 

بر تمام لحظه های بی بهار

 

بر تمام لحظه های خشک خشک

 

بر تمام لحظه های بی قرار

 

...

 

باز ، ای باران ببار

 

بر تمام صفحه های زندگیم

 

بر طلوع اولین دلدادگیم

 

بر تمام خاطرات تلخ و تار

 

باز ، ای باران ببار

 

غصه های صبح فردا را بشوی

 

تشنگی ها خستگی ها را بشوی

 

زیبایی عشق

دوستت دارم

از پشت شیشه های بزرگ دلتنگی گریه میكنم و آرزو میكنم كه كاش برای یك لحظه فقط یك لحظه آغوش

 گرمت را احساس كنم ، میخواهم سر روی شانه های مهربانت بگذارم تا دیگراز گریه كم نشوم . تو مرا به

 دیار محبتها بردی و صادقانه دوستم داشتی پس بیا و باز در این راه تلاش كن اگر طاقت اشكهایم را

 نداری . در راه عشقی پاك تر و صادقانه تر، زیرا كه من و تو ما شده ایم پس نگذار زمانه بیرحم دلهایی را

 كه از هم جدا نشدنی است را به درد آورد دلم را به تو دادم و كلیدش را به سوی آسمان خوشبختی ها

روانه كردم چه شبها كه تا سحر به یادت با گونه های خیس از دلتنگی ها به سر بردم چه روزها با

 خاطراتت نفس كشیدم پس تو ای سخاوت آسمانی من ، مرا دریاب كه دیوانه وار دوستت دارم .

عمیق ترین ها

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

بلکه گذاشتن سدی در برابر رودیست که از چشمانت جاری است.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته است.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدایی به سرانجام برسانی.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

بلکه نداشتن یک همراه واقعیست که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است.
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست

بلکه یخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست.

معنی دوستت دارم؟


 معنی دوستت دارم یعنی چه؟
(د ) :
 داشتن تو ، حتی برای لحظه ای ، به تمام عمر بی کسی ام)
می ارزد . همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند .
( و ) :
 وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد .
( س):
سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی .
(ت):
 تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم .
(ت) : 
تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست .
(د) : 
 دوری از تو را باور ندارم ، حتی در رویا ، که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام .
( ا ) :  
 آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند ، وقتی به دریای نا آرام اشکهایم می نگری .
( ر ) :
  راز مرگ دلتنگی هایم ، روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصیبم باشد .
( م ) :
 مهتاب می سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی

عشق چست؟

شاگردی از استادش پرسید: عشق چست؟

استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاوراما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش كه نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.استاد پرسید:چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد:هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا كردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم .
استاد گفت: عشق یعنی همین

..........................................................................................................................

شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟
استاد به سخن آمد كه:به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور اما به یاد داشته باش كه باز هم نمی توانی به عقب برگردی شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهی با درختی برگشت. استاد پرسید كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را كه دیدم، انتخاب كردم. ترسیدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم .
استاد باز گفت:ازدواج هم یعنی همین

..........................................................................................................................


با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت بازگرداند