عشقم رفت.......!!!

هیچکدوم از ستاره ها ناجی قلب من نشد
بوسة هیچ فرشته ای رنگ یکی شدن نشد
اونی که هرم نفسش به بسترم هوس کشید
تشـنگی مـحبتو تو چـشمة چـشام ندید
اونکه از عطر پیرهنش با مستی آشنا شدم
رفت و تو قصه گم شد و دوباره من تنها شدم
منم که حرمت شبو با یک ترانه می شکنم
ببین که زیر چکمه ها چه بی کسانه می شکنم
برای نوچه های شب شکست من سعادته
برای قـوم شب زده عذاب ما عبادته
کاشکی می شد تو یک نفر نباشی مثل دیگرون
بدونی قدر عشـقمو، بمونی خـوب و مهربون
کاشکی می شد نگاه تو برای من بلا نداشت
ازم توقع پول و تجـمل و طلا نداشت
کاشکی که عشق واقعی فقط مال قصه نبود
یا دل من برای اون تشنه و دلبسته نبود
منم که پشت شرم و شک از عاشقی رو می گیرم
می رسه روزی عاقبت که خوار و تنها می میرم
منم که قانع نمی شم به چشمکای بی حیا
اگه صداقت نداری سـراغ قلب من نیا
بگو که چند تا کادوئه قیمت یک بوسة تو؟
تو هم خیابونی شدی مدعی عشق نشو
تو هم به عشق پاک من خندة مستونه زدی
کاشکی که زودتر از اینا می فهمیدم چه قد بدی
تو هم تو این خیابونا لایق زجر پرسه ای
همون که باید از شب و رهگذراش نترسه ای
منم که ساده بودم و واسه تو بازیچه شدم
رفتم به چاه اعتماد، خودم با دستای خودم
منم که این بازی تو واسه دلم تجربه ش
د
تلخی بی وفائیات تنها برام خاطره شد