تسلیت شهادت امام رضا و داستان مردی که توبه کرد
سلام دوستان گلم شهادت امام رضا (ع) به همگي تسليت ميگويم
يه نفر از اون عرق خور هاي قهار(زياد مصرف کن ) که در شهر طبس(مشهد)
زندگي ميکرد
چند روز بود که عرق مصرف نکرده بود و اعصابش خورد شده و خمار بود که
به منزلش رفت از درد خماري زنش رو کت زد و زد از خانه بيرون ُداشت
همين طور توي خيابان و کوچه ها راه مي رفت که نزديک حرم مطهر امام
رضا شد و کنبد رو ديد و گفت يا امام رضا مگن تو نياز هاي مردم برطرف
ميکني من چند روز هست که مصرف نکردم ميشه نصف بطري بهم
بدي .امام رضا که دست همه رو ميگيره هنوز حرف مرد عرق خور تمام
نشده بود دوست عرق خور اون رو مي بينه ميگه کجاي دارم دنبالت هستم
که يک بطري عرق دارم که نصفش را براي تو گذاشتم مرد عرق خور شروع
به گريه کرد که امام رضا بهش کمک کرد و زد بطري رو خورد کرد و با
دوستش رفتن حمام براي غسل توبه و پاک بودن بعد از تمام شدت غسل
رفت به سوي خانه درب را زد زنش مي ترسيد که دوباره درب رو باز کنه و
شروع به کت زدن کنه همين طور مرد درب را زد و زن مي ترسيد مرد گفت
باز کن بخدا ادم شدم زن شروع به گريه کرد و درب را باز کرد و گفت بعد از
زدن من رفتم بالا پشت بام و به امام رضا گفتن تا اين رو ادم نکرد ديگر به اين
خانه نفرست بياد و هر دو گريه کردن
بچه ها التماس دعا